13 بدر معصومه
این دخمله منو کشته.....


اینجا ثبت روزهای صورتی معصومه کوچولوئه
این دخمله منو کشته.....


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اینم پستی که معصوم گلی نوشته فداش شم....
اینم عکسش در حال تایپیدن

بابا امروز صبح که خونه بود دست از سرش برنمیداشت نمیذاشت بیچاره بخوابه گذاشتش سر مبل و ازش عکس میگرفت
میذارتش سر شکمش و معصوم هم خودشو هل میده به طرفه جلو میره سر شونه هاش من فکر میکنم بچه ام سه ماهگی چهار دست وپا راه بیوفته واگر به من رفته باشه از شیطونی نمیتونیم یه جا بند ش کنیم الان هم که عمه اش داره دور خونه میگردونتش و قتی هم که وای میسته گریه اش در میاد
خلاصه مامان فداش بشه فدای چشاش فدای نگاش فدای اداش
نظر تو پست قبلی بذارید


خب معصومه خانوم:
پنجشنبه عروسی آقای دائیته و شما و مامان خانوم هم از پنجشنبه رفتین نوشهر....
و اصلا هم فکر دل تنگ ما نیستی خانوم کوچولو..
الان دائی ها و خاله کوچیکه دارن حسابی کیف می کنن....ما هم اینجا زل می زنیم به عکسا و فیلم هایی که ازت داریم...و هی قربون صدقه ات می ریم.....
جات اینجا خیلی خالیه و دلمون برات پر می زنه....کی پنجشنه می شه که من بیام ببینمت گل خوشگلم...
